تبلیغات
جاورسیان - سیاه بازی
دوشنبه 17 آبان 1389

سیاه بازی

   نوشته شده توسط: ک. زهره وندیان    

نمایش تخته‌حوضی یا سیاه‌‌بازی یكی از نمایشهای اصیل ایرانی است كه اصل و ریشه آن به دوران صفویه باز می‌گردد. این گونة نمایشی به دلیل آنكه در بین مردم ریشه دواند، از اقبال عموم مردم برخوردار بوده است. بدیهه‌سازی و بدیهه‌سرایی محور اصلی این نوع نمایش بود. اغلب رقص و آواز نیز در آن اجرا می‌شده است.
متن مكتوب و نوشته‌شده‌ای در سیاه‌بازی وجود ندارد و هر بازیگری در حول و حوش نقشش به صورت فی‌البداهه ایفای نقش می‌كند.
موضوعات نمایشی اغلب اخلاقی است. وقایع تاریخی، افسانه‌ها و انتقادات اجتماعی نیز در سیاه‌بازی كاركرد موضوعی دارد.
شخصیتهای اصلی این نمایش عموما‌ً نشانگر طبقات اجتماعی هستند. «سیاه» غلام یا نوكری است كه هجو و مسخره می‌كند و در عین زیركی و باهوشی، برخلاف چهره سیاهش قلبی پاك و بی‌آلایش دارد. سیاه لودگی می‌كند و اغلب اربابش را دست می‌اندازد. او را می‌توان به نوعی نمایندة مردم دانست.
«ارباب (حاجی)» در سیاه‌بازی، مردی خسیس، بداخلاق، مغرور و خودبین است. زود عصبانی می‌شود و در عصبانیت تصمیمهای احمقانه‌ای می‌گیرد. اهل تقلب و فریبكاری است. ظالم و بی‌رحم است.
در سیاه‌بازی هجو و مضحكه اساس كار است. این نمایش در محلها و مكانهایی اجرا می‌شده است كه امكان تماشای آن برای مردم به بهترین نحو صورت پذیرد. در مجلسهای شادی اعیان و اشراف ـ‌ همچون عروسی و ختنه‌سوران ـ محل بازی تكه‌ای از فرشهای نفیس در گوشه‌ای از تالار وسیع خانه بوده است. در قهوه‌خانه‌ها، صحنة اجرا، تختهای چوبی بوده كه در صحن بزرگ و سربستة قهوه‌خانه برپا می‌شد. در خانه‌های مردم، صحنه تختهای چوبی بود كه بازیگران روی حوض وسط حیاط می‌بستند و بر روی آنها هنرنمایی می‌كردند. از همین روست كه به این گونة نمایشی «تخته‌حوضی» یا «روحوضی» نیز گفته می‌شد.
گروه نمایشهای شادی‌آور به «دسته» یا «عده» معروف بودند. كسی كه در شكل‌گیری و نظم و نسق بخشیدن به دسته و سرپرستی آن انجام وظیفه می‌كرد، سردسته یا سرعده نامیده می‌شد. اصولا‌ً هر دسته‌ای به نام سردسته آن شناخته می‌شده است. اغلب اوقات «سیاه‌بازان» پس از سالها تجربه و كار در دسته‌های دیگر، خود دسته‌ای را جمع می‌كردند و علاوه بر سیاه‌بازی، سردسته نیز می‌شدند.
دستة سیاه‌بازی «لوطی حسن» را می‌توان نسل اول سیاه‌بازان منطقة شراء (خنداب) دانست. نقش سیاه‌دسته را خود لوطی حسن به عهده داشته است و متأسفانه با تمامی تلاشی كه انجام شد، بقیة افراد دسته شناسایی نشدند.
نسل دوم دستة سیاه‌بازی در منطقة شراء كه همگی اعضای دسته از فرزندان ذكور لوطی حسن بوده‌اند، دستة «نایب اكبر» بوده است. نایب اكبر س‍َر‌د‌َسته و سیاه‌باز دسته بوده است و «عبدالمراد»، «مسلم»، «مصیب» و «حسین جان»‌ بقیة اعضای دسته بوده‌اند.
نسل سوم و آخرین دستة سیاه‌بازی در شراء، دستة «احد ناطقی» است. این دسته كه از اهالی روستای جاورسیان بوده‌اند، دستة كاملی بوده و سردسته و شاه‌پوش آن «احد ناطقی» است. دیگر اعضای دسته عبارت بوده‌اند، از: «علی‌رضا ناطقی» (برادر احد) در نقش سیاه، «ابراهیم رستمی» و «حاج‌علی جعفری» وزیر‌پوشان، «مرتضی ثامنی» زن‌پوش، «مصیب مرجانی» نقشهای متفرقه و «عزیز ثامنی» ویولن‌زن .

جهت اطلاعات بیشتر به ادامه مطلب مراجعه كنید.

او‌ّلین دستة سیاه‌بازی كه در اراك تشكیل شده است، دستة «حاج قربان» است كه زمان دقیق شروع به كار این دسته مشخص نیست. ولی این دسته به طور یقین در دهة بیست فعالیت داشته است.
حاج قربان ابراهیمی‌تبار فرزند محمدباقر از بستگان نزدیك خاندان معروف شهنازیها بود. كمانچه و تار و سه‌تار را نیك می‌نواخت و صدایش نیز پ‍ُر بدك نبود. جثه‌اش نسبتا‌ً كوتاه و چاق و گونه‌هایش برافروخته بود. وی مرد توانگری بود و در منزل بزرگش مال و حشم بسیار و صندوقچه‌ای انباشته از نقدینه داشت. با استادان موسیقی معاصر خود معاشرت می‌كرد و درویش‌خان، یكی از تارهایش را به وی هدیه كرده بود. زمانی كه اراك به اشغال متفقین درآمد، چند سرباز هندی او را به خارج شهر دعوت كردند و ناجوانمردانه به قتلش رساندند. حاج قربان، به تحقیق، یكی از قربانیان بی‌گناه جنگ خانمانسوز دوم است.
حاج قربان هنرمند مهربان و خونگرمی بود و هنرش را در اختیار مردم می‌گذاشت. اهالی شهر او را دوست داشتند و پایگاه عزت و احترامش در میان مردم، از این حراره (قول، تصنیف) كودكان، به درستی معلوم می‌شود: حاج قربان ساز و كمانچه‌ات قربان!»1
حاج قربان به جز سرعده‌ای، نوازندگی دسته را نیز عهده‌دار بوده است.
نقش سیاه دستة او را «محمود میرزایی» (محمود سیاه)، نقش ارباب را «نوروز گله‌دار» و گاهی «رحمان میرزایی» برادر «محمود سیاه» بازی می‌كرده‌اند. این دو نفر (نوروز و رحمان)، نقشهای دیگری نیز همچون شاه و وزیر، عهده‌دار بوده‌اند. از دیگر اعضای دسته می‌توان از «عباس خمستان»‌ (عباس مسل‍م) و پسر رحمان میرزایی (رضا) كه زن‌پوش بوده2 نام برد. «شعبان نادعلیان» (شعبان مطرب) نیز ضرب‌گیر دستة حاج قربان بوده است.
پس از فوت حاج قربان، شعبان نادعلیان اعضای دستة حاج قربان را دعوت می‌كند و خود دسته‌ای را تشكیل می‌دهد و شروع به اجرای نمایشهای سیاه‌بازی می‌كند. خود او جز سرعده‌ای همچنان به ضرب‌گیری ادامه می‌دهد.
همزمان با دستة شعبان مطرب، دو دستة دیگر هم در اراك فعالیت می‌كردند و با یكدیگر رقابت داشتند. دستة «كربلایی خلیل زنجیردار» و دستة «حسین عبدلی» (حسین جیگری).
در دستة حسین جیگری، «ابراهیم شریعتی» (ابراهیم خندان)، سیاه‌باز، «رضا تیموری» شاه‌پوش، «احمد خندان» جوان‌پوش، «هوشنگ دولتشاهی»‌ نقشهای متفرقه و «ابراهیم طاهری» زن‌پوش و كوزه‌باز3 و «احمد علی‌خانی» ویولن‌زن دسته بوده‌اند. دستة كربلایی خلیل زنجیردار از اعضای ثابتی برخوردار نبوده است و اغلب نقش‌آفرینان را از تهران به اراك دعوت می‌كرده است. كسانی همچون «حسین تهرانی» و «اسماعیل خیام» كه سیاه‌باز دسته بوده‌اند.
پس از مرگ حسین جیگری ـ در حدود سال 1347 شمسی‌ـ «ابراهیم خندان» دستة او را سازماندهی كرده و «جواد حریری» در نقش ارباب و حاجی‌پوش و «حاج علی صفری» (ناصر شرایی) ضرب‌گیر و الاغ‌سوار4 را به جمع دسته راه می‌دهد.
دستة دیگری كه در اراك به سیاه‌بازی مشغول بوده و هم‌اكنون نیز فعالیت می‌كند، دستة «اسماعیل حرم‌آبادی» است. اسماعیل حرم‌آبادی در روستای ملك‌آباد اراك در سال 1371 قمری متولد شده است و در حدود چهل سال پیش با نمایش «رشید خان» او‌ّلین بار عهده‌دار نقشی می‌شود. شروع كار او با دستة شعبان مطرب بوده و به سبب موفقی‍ّت و تبح‍ّر او در شاه‌پوشی، همواره در همین قالب مانده است.
اسماعیل حرم‌آبادی در حدود 25 سالگی اولین دستة سیاه‌بازی خودش را تشكیل می‌دهد. اعضای این دسته عبارت بودند از: سیاه‌باز «حسین طلایی» كه ساكن روستای گیلی اراك بود، ارباب‌پوش «وجیه‌الله خورشیدی»، جوان‌پوش و ویولن‌زن «داوود فرزاد»، س‍ُرنانواز و نقش‌پوش «حسینعلی جعفرخانی»، نقش‌پوش «عباس جعفرخانی»، ضرب‌گیر و نقش‌پوش «حمزه علی‌دادی»، زن‌پوش «سعید پناهی» و شاه‌پوش «اسماعیل حرم‌آبادی».
این دسته حدود پنج سال فعالی‍ّت می‌كند و پس از آن اسماعیل حرم‌آبادی دستة دیگری را تشكیل می‌دهد. «محمود شیرمحمدی»‌ و «عباس لك» سیاه‌باز، «ابراهیم حرم‌آبادی» (برادر اسماعیل) ارباب‌پوش، «اسماعیل حرم‌آبادی» شاه‌پوش، «ناصر باقری» نقش‌پوش و ضرب‌گیر و دهل‌نواز، «عباس شادمانی» نقش‌پوش و ویولن‌زن، «مجتبی شادمانی» نقش‌پوش و ضرب‌گیر و «رضی‌الله رضایی» نوازندة قره‌نی از اعضای دستة دوم بوده‌‌اند.
سیاه بازی از آن چنان اقبال عمومی برخوردار می‌شود كه حتی در روستاهای اراك و شازند نیز هنرمندان عاشقی پرورش می‌یابد كه هر كدام از آنان در تاریخ هنر ریشه‌دار این مرز و بوم همچون ستاره‌های درخشان نورافشانی می‌كنند. برای آشنایی با دسته‌های سیاه‌بازی روستایی به معرفی آنان می‌پردازیم.
یكی دیگر از دسته‌های روستایی، دستة قدمگاهیها یا دستة «محمدمهدی خدك» است. این دسته نیز دستة كاملی بوده و در حدود سیزده سال در اراك و روستاهای آن فعالی‍ّت كرده است.
محمد‌مهدی خدك سردسته و شاه‌پوش، فرزند یعقوب در دهم دی ماه سال 1319 شمسی در روستای قدمگاه شازند به دنیا آمد. او پس از آشنایی با ابراهیم خندان در تهران وارد دستة او و مشغول بازی در نقش شاه‌پوشی می‌شود و در حدود سال 1341 كه به زادگاهش می‌رود، با شش نفر دیگر از اهالی قدمگاه دسته‌ای را تشكیل می‌دهد.
«محمد‌باقر بختیاری» (سیاه‌باز)، «محمدباقر عباسی» (نقش‌پوش)، «سلطان‌علی كرمی» (نقش‌پوش و س‍ُرنانواز)، «عین‌الله امیدی» (ضرب‌گیر)، «عرب‌علی قمری» (نوازنده س‍ُرنا، كمانچه و ویولن) و «عجم‌علی قمری» (ضرب‌گیر) از اعضای ثابت دستة قدمگاهیها بوده و «ابراهیم طاهری»، «صداقت»، «مرتضی»، «رمضان»، «محسن» معروف به محسن افسانه و «اكبر مبارك‌آبادی» نقش زنان را در نمایشهای سیاه‌بازی آن دسته عهده‌دار بوده‌اند.
منبع:www.iricap.com

نارلطفی
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393 11:56 ب.ظ
سلام خسته نباشی چرااز جاورسیان عکس طبیعت نداره ؟
طاها
یکشنبه 3 شهریور 1392 11:56 ب.ظ
سلام بر شما
دوست عزیز نوار کاست سیاه بازی ( بارگاه هارون الرشید ) حسین طلایی رو بخاطر دارید؟ توسط دوست عزیزی قسمت اولش و پیدا کردم اگه شما اطلاع دارید از کجا میشه قسمت دوم را پیدا کرد لطفا به من خبر بدید . ممنون میشم
طاها
مهدی میرمحمدی
دوشنبه 25 مهر 1390 03:07 ق.ظ
سلام دوست خوبم.من وبلاگت رو كامل خوندم.خیلی خوبه كه یكی داره برا شناسایی جاورسیان زحمت می كشه.
عادل
چهارشنبه 19 آبان 1389 04:08 ب.ظ
کرکانwww.karkan.iranblog.com
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.